تبليغاتX
سازها

سازها

شرح و مقدمه ای از هر منبع_وبلاگ سازها

 

سازشناسی: پرویز منصوری

پیشگفتار

 

ساز وسیله ای برای بیان و اجرای موسیقی- به عبارت دیگر- هر وسیله ای که بتواند صوت موسیقی- به مفهوم اعم تولید کند- "ساز" نامیده می شود.تعداد سازها بسیار زیاد و نامحدود است- به طوری که نمی توان بدون دسته بندی کردن آن ها- حتی سازهای مهم تر را شناخت.

 

سازها در چند رده ی مختلف قرار می گیرند:

 

الف_ سازهایی که تولید صوت در آن ها- توسط سیم یا زه صورت می گیرد. این دسته خود به چند دسته ی کوچک تر تقسیم می شوند:

 

1- دسته ای که سیم به وسیله ی کشیدن زخمه زدن- با انگشت یا با مضراب- تولید صوت می کند- مانند:تار-گیتارو غیره(سازهای زهی زخمه ای).

2- دسته ای که سیم به وسیله ی کشیدن آرشه- صوتی حاصل می کند- مانند:ویولن-کمانچه و غیره(سازهای زهی آرشه ای.)

3- دسته ای که با کوبیدن به وسیله ی چکش مانندی بر روی سیم- صوتی از آن حاصل می شود- مانند:سنتور سازهای زهی کوبشی).

4- دسته ای که کوبیدن "چکش" روی سیم- به وسیله ای مکانیکی انجام می گیرد- مانند:پیانو(سازهای زهی شستی دار).

 

 

ب_ سازهایی کخ صوت در آن ها- در نتیجه ی دمیدن هوا حاصل می شود- این دسته نیز به نوبه ی خود به چند دسته ی کوچک تر تقسیم می شود:

1- دسته ای از سازها که از جنس چوب(یا آبنوس)ساخته شده اند- مانند:فلوت- کلارینت(قره نی) و غیره(سازهای بادی چوبی).

2- دسته ای از سازها که از جنس مس- برنج یا حتی نقره ساخته شده اند- مانند:ترومپت- ترومبون و غیره(سازهای بادی برنجی).

3- دسته ای از سازها که مانند پیانو- دارای شستی هستند و حصول صوت یا دمش هوا به وسیله ای مکانیکی یا الکتریکی انجام می گیرد- مانند: ارگ- آکوردئون و غیره(سازهای شستی دار بادی).

 

پ_ سازهایی که صوت در آن ها در نتیجه ی کوبیدن حاصل می شود.تعداد و انواع این سازها بسیار زیاد است و به طور کلی همه را جزو(سازهای ضربی)به حساب می آورند.از انواع آن عبارتند از:

1- دسته ای که بر روی آن ها پوست کشیده شده و با دست یا چوب- بر آن می کوبند- مانند:تیمپانی- نقاره- دایره و غیره.

2- دسته ای بر هر دو سطح بالایی و پایینی چوب کشیده و خود ساز را به شکل استوانه شاخته اند- و با دست یا چوب به یک یا هر دو طرف می کوبند- مانند: دهل- طبل بزرگ نظامی- طبل کوچک و غیره.

3- دسته ای چند- که ساز در اساس از دو تکه چوب یا فلز ساخته شده و هر دو به هم کوبیده می شود- مانند: سنج- قاشقک و غیره.

4- و بالاخره دسته ای که به وسیله ی کوبیدن چکش بر روی تیغه های فلزی زنگوله و غیره اصواتی مخصوص و زنگوار حاصل می شود.

 

ت_ امروزه علاوه بر انواع بالا- سازهای دیگر نیز ساخته شده اند.مهم ترین دسته های جدید "سازهای الکترونیک" هستند که در این کتاب از آن ها جداگانه بحثی نمی شود.

 

 

 

............................................................................................................................

همه چیز درباره ی ارکستر سمفونیک و آنچه اجرا می کند:

نوشته ی: دوروتی برلینر کامینز

مقدمه ی: تامس شرمن

پیشگفتار

 

با این که ویولن کم تر از یک پوند وزن دارد- باید فشاری بیش از 95 پوند را بر سیم های خود تحمل کند....

مخترع توبا همان کسی بود که ساکسوفون را اختراع کرد- یعنی آدولف ساکس- که به طرز چشم گیری نسخه ی بدل فرانسوی هامپتی-دامپتی بود...

شیپور انگلیسی نه انگلیسی است و نه شیپور...

مندلسون قبل از شانزده سالگی دوازده سمفونی نوشت- اما هرگز اجازه ی نشر هیچ کدام از آن ها را نداد...

گرشیون در اثر خود به نام "آمریکایی در پاریس" از بوق تاکسی استفاده کرد...

 

این ها اطلاعات پراکنده ای است که از ارنست شلینگ در خاطرم مانده است.او برای تماشاگران کنسرت های جوانان فیلارمونیک نیویورک توضیحات فراوان و جالبی می داد.در آن زمان من پسر بچه ای ده ساله بودم- در تالار کارنگی در ردیف سوم صندلی های جلو می نشستم- و هیجان و افسون تالار بزرگ کنسرت- تنوع خیره کننده ی سازهای روی صحنه- و افزون بر همه- موسیقی تکان دهنده ای که نواخته می شد- تا جایی که در توان ذهن جوانم بود- وجودم را سرشار می کردند.

جوان های امروز چقدر خوش بخت اند! در گذشته هیچ وقت به اندازه ی امروز کنسرت سمفونیک اجرا نمی شد. و ما اکنون از ثروت بی کران پخش رادیویی و تلویزیونی موسیقی و تنوع فزاینده ی صحنه های موسیقی خوب برخورداریم و می توانیم در منزل موسیقی گوش کنیم.جوان های امروز به طور روز افزونی از این امکانات جدید بهره می گیرند.

یک مقدمه ی خوب برای دنیای موسیقی- یک کتاب خوب درباره ی آن است. دوروتی برلینر کامینز- به عنوان نوازنده ی پیانو- آهنگساز- معلم و مولف- کسی است که برای این مقصود از شایستگی کامل برخوردار است.مثلا- او به عنوان آهنگساز- موسیقی تصنیف کرده است که مورد علاقه ی خاص جوان ترهاست.در واقع ما خوش وقتیم که ساخته ای از او را- به نام واریاسیون هایی بر "و اکنون ما بر درخت توت می گردیم" در کنسرت های جوانان "انجمن ارکستر کوچک" اجرا کرده ایم.من احساس می کنم که خانم کامینز به طرز ستایش انگیزی موفق شده است در این کتاب همان هیجانی را ایجاد کند که به یک شنونده ی جوان در تالار کنسرت دست می دهد.

اما باید اضافه کنم که بهترین راه آگاهی یافتن بر موسیقی سنگین و جدی گوش دادن به آن است.( از این گذشته موسیقی یک زبان خارجی است.فراگیری دستور و واژگان این زبان همچون دستور و واژگان هر زبان خارجی دیگر- همچون فرانسه و روسی- مستلزم دقت و توجه بسیار است.) به اعتقاد من این کتاب خوانندگان جوان را برای شنیدن موسیقی سنگین و جدی و کشف دنیای ارکستر سمفونیک مشتاق تر خواهد کرد.

 

............................................................................................................................

درک و دریافت موسیقی:

نوشته ی: راجر کیمی ین

ترجمه ی: حسین یاسینی

پیشگفتار

 

دلیل نگارش کتابی دیگر برای درک موسیقی چیست؟

 

تجربه ای سی ساله در دوره های درک موسیقی و تماس با دانشجویان- ضرورت تدارک کتابی دقیق- واضح و جذاب را که متناسب با پسند و معلومات دانشجویان باشد به من نمایانده است.مقصود من نگارش کتابی بوده است که برای مطالعه ی شخصی و نیز در کلاس درس مفید واقع شود.این کتاب رهیافتی برای شنیدن موسیقی همراه با درک و حس و درآمدی بر مبانی- فرم ها و دوره های سبک شناسانه ی موسیقی را فراهم آورد.هدف از بررسی سرگذشت آهنگ سازان- سبک های ویژه ی هر یک و آثار نمایاننده ی سبک آنان- نه فقط تدارک اطلاعات در این زمینه- که انگیزش کنجکاوی و شوق خواننده نیز بوده است.در تهیه ی این کتاب- اعتلای عشق خواننده به موسیقی هم اندازه ی پرورش مهارت های شنیداری اهمیت داشته است.

............................................................................................................................

فرهنگ تفسیری موسیقی:

ترجمه و گردآورنده: بهروز وجدانی

دیباچه

 

با توجه به افزایش روز افزون علاقه مندان موسیقی و تمایل شدی برای درک اصطلاحات مربوط به آن- نیاز به یک فرهنگ جامع در زمینه ی واژگان موسیقی قابل درک است.البته به صورت پراکنده در این بستر تلاش هایی شده است- اما جواب های خواسته ها و توقعات اهل ذوق و تحقیق نیست.

فرهنگ حاضر بر اساس آن چه در کتاب های معتبر موسیقی در ایران و جهان وجود دارد- شکل گرفته است و می تواند مورد استفاده ی همه ی علاقمندانی باشد که در زمینه ی موسیقی مطالعه و پژوهش می کنند.

این فرهنگ تقریبا کلیه ی واژه های موسیقی که در فرهنگ های شناخته شده ای مثل وبسترز- لاروس- هاروارد- بریتانیکا و فرهنگ های دیگر آمده را در بر دارد.ضمنا برای هر وازه سعی شده است توصیف و تعریف جامعی با استفاده از منابع و مآخذ داخلی و خارجی به دست داده شود.

روش دیگری که همواره در این کتاب رعایت شده ذکر نام نویسنده و مترجم در جلوی واژه ای است که در کتاب آن ها آمده است.ضمنا در مورد وازه هایی که تعریف مربوط به آن ها با شک و تردید تلقی شده و قطعیت کافی برای جامع بودن توصیف آنها وجود نداشته از تعاریف مختلف در مراجع معتبر و تطبیق آن ها با هم استفاده شده است.ضمنا فهرست کامل کتبی که برای تنظیم این فرهنگ نامه مورد استفاده قرار گرفته برای سهولت و دسترسی آسان تر خوانندگان و علاقمندان پی گیری زیاد باز هم عاری از خطاها و کاستی ها نیست که امید است به کوشش مترجمان و پژوهشگران موسیقی در آینده تکمیل تر شده و نواقص آن بر طرف گردد.

 

............................................................................................................................

 

سرگذشت موسیقی ایران:

نوشته ی: روح الله خالقی

 

چرا این سرگذشت را می نویسم؟

 

جوانان امروز- داستان گذشته ی موسیقی ما را نمی دانند زیرا در این باره کتابی نوشته نشده است که بخوانند. موسیقی ما هم به مقتضای طبیعت- در محیطی اختصاصی به وجود آمده و نشو و نما یافته که به مزاج اجتماع امروز- درست نمی سازد.مردم- نغمه و اهنگی را طالبند که دل به ان بندند و سرگرم شوند ولی چیزی را که می خواهند- نمی جویند.پس دست به دامان موسیقی اروپایی می برند.اما چون در همه کس مایه ی کافی برای فهم آن هم پیدا نمی شود- به ساده ترین نوع آن که "جاز" است دل خوش می دارند.نوازندگان و خوانندگانی هم که رگ خواب آن ها را پیدا کرده اند الحان ما را با آن سبک- به گوش می رسانند و به این ترتیب موسیقی ما را ضایع و فاسد می سازند.شنیدن آهنگ هایی از این قبیل که متاسفانه بیشترین بخش موسیقی رادیوی ما را تشکیل می دهد از طرفی و فراهم نبودن وسایل و موجباتی که بتوان موسیقی حقیقی را به گوش مردم رساند از طرف دیگر مرا بر آن داشت که وضع این هنر را با روشی که داشته و تغییراتی که به تدریج در آن راه یافته- در کتابی بنگارم و در دسترس علاقمندان هنر بگذارم.اینک به شرح عللی می پردازم که موجب شد این تاریخچه به شیوه ی خاصی نگاشته شود.

این کتاب شامل تاریخ موسیقی ایران است در پنجاه ساله ی اخیر که شاید بیشتر از زمان های گذشته تغییراتی در آن راه یافته است.یعنی این داستان از سال 1285 هجری شمسی شروع می شود که مصادف با بیداری ملت و دوره ی مشروطیت است.شاید بعضی صاحب نظران بگویند که چرا کتاب فقط به این زمان کوتاه محدود شده است؟

نگارنده در هفده سال پیش در بخش دوم کتاب نظری به موسیقی- اشاراتی به تاریخ قدیم موسیقی ایران نموده است و از این جهت پنجاه سال  اخیر را برای این کتاب در نظر گرفته ام که مقارن با دوران زندگی خودم بوده است تا آنچه به چشم دیده ام- بیان کنم.اما برای حکایت سال های اولیه ی عمرم که طفل بوده و قابلیت درک بعضی نکات را نداشته ام و در آن زمان نیز موسیقی ما خالی از داستان هایی نمی باشد- گفته هایی را که از زبان اشخاص سالخورده شنیده ام بازگو کرده ام و در این قسمت هم گفته های آن ها را در ترازوی ذوق و اندیشه و احساس گذارده- آنچه را که به نظرم قابل قبول و درست آمده است نگاشته ام و تا چیزی برایم روشن و ثابت نبوده است- به رشته ی تحریر نیاورده ام.در آنچه هم که خود دیده ام- ذره ای از حقیقت و انصاف دور نشده ام- به طوری که خواننده ی عزیز می توند با اطمینان خاطر این کتاب را که جز راست در آن چیزی نیست- بخواند و از گذشته ی موسیقی کشورش به درستی اطلاع حاصل کند.

وقتی خواستم تاریخ موسیقی این پنجاه سال را بنویسم- این اندیشه از خاطرم گذشن که اگر کتاب منحصرا جنبه ی تاریخی داشته باشد شاید در دیده ی بعضی از خوانندگان- خشک و بی مزه جلوه کند.به این جهت چنین در نظرم آمد که کتاب را به صورت قصه و حکایت در آورم و نام سرگذشت بر آن گذارم و آن را با داستان رندگی خود همراه کنم- باشد که به این ترتیب خواندنش جالب تر آید.این را هم بگویم- گرچه این کتاب سرگذست زندگی من هم هست- اما نه تمام سرگذشت- بلکه آنچه را که با موسیقی ارتباط نزدیک داشته است.بنابراسن شرح حال خود را نمی نویسم که خودنمایی کنم- موسیقی آن زمان را حکایت می کنم تا شما هم این قصه را بشنوید.شاید مانند دیگر قصه ها شیرین و دلچسب نباشد ولی سعی می کنم که خسته و ملول هم نشوید.آیا توانسته باشم از عهده ی این کار برآیم؟ این شما هستید که می توانید در پایان کتاب- مرا درخور آنچه می دانید به نیکی یا بدی یاد کنید.

آرزو دارم که این کتاب را همه بخوانند.نه تنها اهل موسیقی که شاید بسیاری از مطالب آن را بهتر از من می دانند.نه از این جهت که از گذسته ی من با خبر شوند- چه من در میان این سرگذشت- ذره ای بیش نیستم و تنها برای اینکه رشته ی حکایت ها را به هم پیوند کنم- داستان زندگی خود را به میان کشیده ام.روی سخن با دیگر مردم و به خصوص دوستداران هنر است زیرا آن ها هستند که موسیقی امروز ما را می شنوند و رضایت خاطر نمی یابند و چون از گذشته ی آن بی خبرند و نمی دانند چه کسانی در این راه زحمت کشیده و پیش قدم بوده اند- از آن ها که هنر ایران را به پستی کشیده اند- ملول و آزرده شده اند.مقصود من رفع این آزردگی هاست تا صاحب نظران در خلال این سرگذشت- حقیقت را جست و جو کنند و در یابند.به همین جهت از ذکر نکات فنی و اصطلاحات هنری که دور از ذهن نا آشنایان است تا حد امکان صرف نظر کرده و سعی نموده ام که مطالب علمی با عباراتی ساده بیان شود.شک نیست که انجام این منظور کاری آسان نبوده است- شاید هم توفیق نیافته باشم چنانکه در بعضی صفحات ناگزیر شده ام برخی کلمات را در حاشیه ی متن- توضیح دهم تا نکته ی تاریخی به جای نماند و موضوع را همه کس به روشنی دریافت کند.

     

............................................................................................................................

 

آموزش تئوری موسیقی:

نوشته ی: مرتضی سرآبادی

 

 

پیشگفتار

 

تئوری ها را در هر زمینه ای که باشند معمولا نوعی اساس نامه می دانیم که اصول کلی مربوط به موارد مختلفی مصل اقتصاد یا نظام های اجتماعی یا حتی موسیقی از قلمرو هنر را در بر می گیرند- بنابراین به نظر می رسد که پس از ایجاد و شکل گیری آن ها جایی برای تجدید و تغییر و بازنگری و بازنویسی شان نباشد چون اصول تثبیت شده ای را در خود جای می دهند.

چنین تصوری تا اندازه ای درست است اما باید افزود که هر چیزی در روند تکاملی اش به میزان رشد انسان و تحولات در زندگی بشری دستخوش دگرگونی و تجدید می گردد هر چند از نظر کمی مقدارش اندک باشد یا اصل ها در آن ثابت بماند و فروعی تغییر یابد- لذا به فراخور وضعیت و موقعیت کنونی جامعه و به ویژه نیازهای هنرجویان و گرایش مشتاقان به هنر موسیقی سعی شده از منظری دیگر به تئوری موسیقی نگاه شود- نگاهی که جنبه ی عملی آموزش را در آن غالب می بیند تا امر فراگیری آیان تر و موثرتر گردد.

با توجه به این هدف- تئوری موسیقی حاضر مشخصات بارزی یافته- از آن جمله جامع بودن در عین اجمالی- و عمیق بودن در عین آسانی- و نیز عملی بودن در عین نظری بودن که بر وجه کاربردی آن در نزد همگان می افزاید.

هم از این روست که شیوه ی گفتاری و شنیداری و دیداری را با طرح انواع مثال ها و نمودارها ی صوتی و تصویری برای عرضه اش برگزیدم- اگر این شاخصه ها و وجوه را در روند تکاملی تئوری موسیقی به حساب دگرگونی و تجدید آن بگذاریم- واضح است که قوانین و قواعد اکتشافی موجود در مجموعه های تئوریکی که اصول تثبیت شده ای هستند و یا اصطلاحات ابزاری و کلامی آن ها را که نزد واضعان اهل فن اعتباری قراردادی دارند- نمی توان چندان تغییر داد زیرا موجب تشویش اذهان خواهد شد- پس آن عمل ضروری هم به نظر نمی رسد مگر در جهت اصلاح و افزایشی به منظور آسانی کار آموزش و پرباری دانش مخاطبین- آن ها با لحاظ نمودن وحدت نظر در بین موسیقیدان ها که این نیز خوی تفاهمی و منش انجمنی می طلبد تا مثلا پیشنهاد شود اصطلاح "زیر و بم" که در تمیز فواصل اصوات دقیقا با مفهومی معکوس به کار می رود- طبق آرای موافق دست اندرکاران نگارشی و آموزشی با واژه ی "تیز و پهن" جایگزینی یابد- و یا بین مقولات وزن و کشش و ریتم و سرعت- مرزهای معنایی ایجاد گردد- چه این که کلمه ی وزن مفهومی جامع و عام و خاص دارد و کشش صدا اعتبارش در حد معنای زمان یک نت است- اما ریتم از پیوستگی و پیگیری عناصر زمانی با قالبی معین در طول اثر حکایت می کند و سرعت همانا تند و کندی اجرایش است- حال آنکه ندانسته هر یک را در هر جایی می نشانیم.   

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 21:7  توسط صبا  |